برگ سی و هشتم
سلاااااام دخترکم ، خوبی گلم ؟؟؟؟.gif)
چند وقت میشه تو وبلاگت چیزی ننوشتم ، دلم خیلی تنگ شده بود .
دیشب مطب دکتر بودم گلم ، واسم آزمایش دیابت بارداری و سونو نوشت که سونو رو باید دو هفته دیگه انجام
بدم و آزمایش رو هم 4 هفته وقت دارم انجامش بدم ... دیشب باز صدای قلب کوچولوت رو شنیدم دخترم .gif)
... چند وقتیم هست که تکون خوردناتو توی دلم احساس میکنم مامان .... چقدر حس خوبیه و چقدر احساس
آرامش میکنم .... الهی خدای مهربون این حس قشنگ رو نصیب همه زنای منتظر دنیا بکنه ...الهی آمین
7 خرداد هم سونو شدم و اون موقع منو بابایی فهمیدیم هدیه ای که از خدا گرفتیم یه دخمل ناز نازیه
، نمیدونی چقدر خوشحال شدیممممم
.... تا حالا کلی لباسای خوشگل واست خریدیم تا وقتی به دنیا
اومدی تنت کنی 
هفته پیش یه صبح بعد اینکه از میز صبحانه بلند شدم زیر شکمم احساس گرفتگی داشتم با بابایی رفتیم مرکز
بهداشت ، اونجا قلبتو چک کردن ، واسه اولین بار بابایی صدای قلبتو شنید نمیدونی چقدر خوشحال شده بود ... کلی ذوق میکرد
.... بعدش تو مرکز بهداشت پرونده تشکیل دادم تا توی دوران بارداری تحت نظر باشم هم اینکه وقتی به دنیا اومدی واکسنهات رو اونجا برات بزنم نفسم ..gif)
راستی مامان ، منو بابا واست چند تا اسم انتخاب کردیم ولی هنوز تصمیم قطعی نگرفتیم .... امیدوارم از اسمی که واست انتخاب میکنیم خوشت بیاد عشقممممم و راضی باشی . 
دختر گلم دو هفته دیگه فک کنم تو سونو بتونم ببینمت ....مامانی قول بده سالم میمونی....خوب رشد میکنی
.... قول بده همه چیز خوب پیش میره .....میدونی مامان خییییییییییییلی نگران سلامتیته ..... قول بده من و
بابایی رو از نگرانی در میاری ......
خدای خوب و بزرگم ...... من دختر نازمو از خودت هدیه گرفتمممممم ، و به خودت سپردمش .... حافظ و پناهش
باش ...... ![]()
خدایا دخترمون صحیح و سالم بیاد توی بغلمون
..... خدایا تو از دلم خبر داری .... خودت کمکم کن این نگرانی
ها و استرس ها به خوبی و خوشی تموم بشه
..... خدایا کمکم کن به آرامش برسمممممممممم
.....
خدایاااااا هیچ وقت مارو به حال خودمون رها نکن ، ما همیشهههههه محتاج نگاه مهربون و دستهای امنت
هستیممممممم .... ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


برگ سی و هشتم 



